مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

532

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

را مطلقا حجت ندانسته‌اند ، اما مشهور ، شهرت فتوايى قدما را حجت دانسته ، ولى شهرت فتوايى متأخرين را حجت ندانسته‌اند . نيز ر . ك : شهرت فتوايى قدما . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 161 . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 1 ، ص 161 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 3 ، ص 221 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 278 . شهرت فتوايى متقدم ر . ك : شهرت فتوايى قدما شهرت فتوايى مطابقى ر . ك : شهرت فتوايى شهرت مفيد ظن ر . ك : شهرت شهرت منقول شهرت نقل شده براى فقيه شهرت منقول ، مقابل شهرت محقق بوده و عبارت است از شهرتى كه فقيه آن را تحصيل نكرده ، بلكه براى او نقل شده است كه روايت يا فتواى خاصى در ميان فقها و يا محدثان شهرت دارد ، مثل اينكه در كتاب‌هاى فقهى درباره مسأله‌اى خاص ادعاى شهرت شده باشد . مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 503 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 183 . شهرت ناقص ر . ك : شهرت « ص » صحابه بحث از تعريف اصطلاحى و ملاك اطلاق « صحابى » بر معاصران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صحابه ، جمع صاحب و در لغت به معناى يار و همراه است . علماى مذاهب اسلامى درباره معناى اصطلاحى واژه صحابى اختلاف‌نظر دارند : 1 . گروهى از اهل سنت ، همانند ابن حجر عسقلانى ، معتقدند صحابى بر كسى اطلاق مىشود كه در حال ايمان ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ملاقات كرده و با همان حال از دنيا رفته باشد ؛ 2 . گروهى همچون « شهيد ثانى » معتقدند صحابى كسى است كه رسول خدا را در حال ايمان ملاقات كرده و در حال ايمان و اسلام مرده باشد ، اگرچه در اين بين مرتد شده باشد ؛ 3 . بعضى گفته‌اند : صحابى يعنى كسى كه يك يا دو سال با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده و به همراه ايشان در يك يا دو جنگ بر ضد كفار شركت داشته است ؛ 4 . جمعى گفته‌اند : هركس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ديده باشد صحابى است ؛ 5 . گروهى گفته‌اند : صحابى كسى است كه سابقه هم‌نشينى و پيروىاش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله طولانى باشد ؛ 6 . برخى ديگر گفته‌اند : صحابى به كسى اطلاق مىشود كه يكى از چهار وصف زير را به طريق « منع الخلو » دارا باشد : أ ) مجالست با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مدت طولانى ؛ ب ) تحمل حفظ روايت ( شنيدن مستقيم و به خاطر سپردن روايت ) از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ؛ ج ) شركت در جنگ بر ضد كفار به همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ؛ د . شهادت در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جنگ با كفار . 7 . عده‌اى ، صحابى را كسى مىدانند كه درحالىكه مسلمان بوده ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در مدت طولانى ديدار كرده و حفظ حديث ( شنيدن و به خاطر سپردن حديث از رسول خدا ) نموده و در حال ايمان هم از دنيا رفته باشد ؛ 8 . برخى ديگر ، عنوان صحابى را بر كسى اطلاق مىكنند كه به خدا و رسول او ايمان داشته و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در يك جنگ و يا بيشتر شركت نموده و معروف به فقه و فتوا و داراى ملكه اجتهاد باشد . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 2 ، ص 850 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 357 . صحت تماميت از جهت اجزا و شرايط براى صحت ، معانى متفاوتى ذكر شده است ؛ برخى بر اين باورند كه معناى صحت ، در علوم مختلف تفاوت دارد ؛ براى مثال ، در فقه و در باب عبادات ، عبادت صحيح به عبادتى گفته مىشود كه اعاده و قضا لازم ندارد ؛ بنابراين ، صحيح بودن عبادت ، به معناى مسقطيت اعاده و قضا است . در علم كلام ، صحت به معناى موافقت عمل با شريعت ، و در علم طب ، صحت به معناى اعتدال مزاج و سلامت جسم است ، و در علم اصول ، به معناى تماميت اجزا و شرايط مىباشد . بعضى همچون مرحوم « آخوند خراسانى » معتقدند صحت داراى معانى متفاوت نيست و اختلاف در تعبيرات به لحاظ اغراض مختلفى است كه در علوم مختلف وجود دارد ، و گرنه صحت در همه جا به معناى تماميت است ، ولى وقتى اين تماميت در فقه مطرح مىشود ، به معناى تماميت عبادت است كه اثر آن اسقاط اعاده و قضا مىباشد . به اين ترتيب ، فقيه ، كلمه « تماميت » را كنار گذاشته و آن اثرى را كه از تماميت عبادت